ابو القاسم راز شيرازى

95

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

وقت ؟ گفت ابو بصير گفتم : فداى تو شوم حديث و حكايت بكنم به اين حديث از تو ؟ پس فرمود : حديث مكن از من اين حديث را ؛ زيرا كه هرگاه حديث كردى ، انكار مىكند آن را جاهل منكر به آن معنى كه مقصود تست ، بعد جاهلى كه از تو مىشنود تقدير مىكند در نزد خود آنكه اين تشبيه است و كفر است و حال آنكه نيست رؤيت به قلب مثل رؤيت به چشم ، بلند و منزّه است خداوند از آنچه وصف مىكنند او را مشبّهون و ملحدون . و در كتاب « كافى » و كتاب « بحار » هر دو وارد است از « عبد اللّه بن سنان » « 296 » از پدرش از حضرت ابو جعفر محمّد بن علىّ الباقر عليهما السّلام : فدخل عليه رجل من الخوارج ، قال : يا ابا جعفر اىّ شىء تعبد ؟ قال : اللّه ، قال : رايته ؟ قال : لم تره العيون بمشاهدة العيان و لكن رأته القلوب بحقايق الايمان ؛ يعنى داخل شد بر آن حضرت مردى از خوارج پس عرض كرد كه يا ابا جعفر ( ص ) چه چيز را بندگى مىكنى ؟ آن حضرت فرمود : اللّه تعالى را عرض كرد كه : ديده‌اى او را ؟ فرمود : نمىبيند او را چشمها به مشاهدهء ظاهرى و ليكن مىبيند او را دلها به حقيقت‌هاى ايمان . و در كتاب « بحار » از « اصبغ بن نباته » « 297 » منقول است كه : « قام الى امير المؤمنين ( ص ) رجل يقال له ذعلب فقال :

--> ( 296 ) - ثقة المحدّثين شيخ عبّاس قمى رحمه اللّه در « تحفة الاحباب » چنين آورده : بكسر سين مهمله ( س ) كوفى و جليل القدر و از بزرگان دوستان حضرت صادق عليه السّلام است و همانست كه خازن ( صندوقدار ) منصور و مهدى و هادى و رشيد ( چهار نفر از زمامداران عبّاسى ) بوده . . . ( 297 ) - از خواصّ و مشاهير اصحاب حضرت امير مؤمنان است نامش « اصبغ » فرزند « نباته » حنظلى مشاجعى كوفى است « قاضى نور اللّه » در كتاب « مجالس المؤمنين » آورده است كه از او پرسيدند كه منزلت امير مؤمنان در نظر شما تا كجاست ؟ گفت اخلاص ما گروه « شرط الخميس » در راه امير مؤمنان تا آنجاست كه پيوسته شمشيرهاى خود را بر دوش نهاده منتظر فرمان آن حضرتيم تا بر هركس كه فرمان دهد فرود آريم : وانگاه « قاضى نور اللّه » درباره گروه « شرط الخميس » گويد : اينان گروهى بودند كه با آن حضرت پيمان بسته بودند كه پيوسته شمشيرهاى خود را در راه فرمان آن حضرت آخته دارند و آن حضرت نيز ضامن باشد كه به پاداش ، ايشان را به بهشت رساند .